پرخريدارترين كتاب جغرافياي سده‌هاي ميانه را درحدود سال 1365، انگليسي ناشناسي‌ به‌نام سِر جان ماندويل تأليف كرد. احتمالاً كسي بدون داشتن اطلاع دقيق از آنچه مردم‌ مي‌خواهند نمي‌تواند كالاي پرفروشي را تهيه كند؛ سِرجان اين مزيت را به‌بهترين صورتي‌ داشت‌. او به‌خوبي مي‌دانست كه اغلب مردم توجهي به اطلاعات درست ندارند، بلكه افسانه‌هاي‌ موهوم را ترجيح مي‌دهند و هرچه خيال‌انگيزتر باشد بهتر است‌. وي تصميم گرفت درست همان‌ نوع داستان‌هايي را به خوانندگانش بگويد كه احتمال داشت مايل به شنيدنش باشند. اينك‌، عموماً پذيرفته شده است كه متن اصلي سفرنامه‌ٴ او به زبان فرانسه نوشته شده بوده و برخي‌ منتقدان تا آن‌جا پيش رفته‌اند كه مي‌گويند موٴلف واقعي يك انگليسي به‌نام سِر جان‌ سنت‌آلبانزي نبوده‌، بلكه ژان دو تراموز اهل ليژ بوده است‌. اما اين فرض اخير تأييد نشده است‌. دليلي دردست نيست كه تصور كنيم يك اشراف‌زاده‌ٴ انگليسي آن عصر نتواند به‌زبان فرانسه‌ بنويسد و نتواند به‌خوبي از عهده‌ٴ اين كار برآيد. درست است كه اين مهارت نسبت به يك يا دو قرن پيش كمياب‌تر شده بود، ولي كاملاً امكان داشت‌. نويسنده‌ٴ سفرنامه‌، آنچه را كه مردم نه‌تنها در انگلستان بلكه در سراسر قلمرو مسيحيت مي‌خواستند، به‌خوبي مي‌شناخت و آن‌را به‌قدر كافي در اختيارشان گذاشت‌. ((قريب 300 نسخه از اين اثر [ترجمه به انگليسي ميانه‌] در دست‌ است و گفته مي‌شود نسخه‌هاي مربوط به سده‌هاي چهاردهم [؟] و پانزدهم آن بيش از هر كتابي‌ جز آثار ديني است‌.)) (وِلز ص‌. 433). هم‌چنين نسخه‌هاي بي‌شماري به‌زبان فرانسه‌، لاتيني‌، آلماني‌، هلندي‌، ايتاليايي و غيره از آن در دست است‌. بايد توجه داشت كه نسخه‌هاي لاتيني و همه‌ٴ نسخه‌هاي انگليسي جز يكي (كوتون‌) اين تصور را القا مي‌كنند كه نسخه‌ٴ اصلي هستند. در نسخه‌ٴ كوتون خود سِر جان كتابش را از لاتيني به فرانسه و سپس به انگليسي ترجمه كرده تا ((هريك از آحاد ملت ما قادر به فهم آن باشد.)) قديمي‌ترين نسخه‌ٴ مربوط به سال 1371 به زبان‌ فرانسه است و نسخه‌هاي لاتيني و انگليسي به سده‌ٴ بعدي تعلق دارند. كوتون يكي از قديمي‌ترين نسخه‌هاي خطي انگليسي و مربوط به حدود 1410ـ1420 است‌. رواج نسخه‌هاي‌ چاپي اين كتاب را از آن‌جا مي‌توان دانست كه در فهرست كلبس 35 چاپ آن به پنج زبان در سده‌ٴ پانزدهم ذكر شده است‌؛ در حالي كه از سفرنامه‌ٴ ماركوپولو تنها چهار چاپ وجود داشت‌. ماركو بيش از حد صادق بود!
سِر جان بي‌نهايت غيرقابل اعتماد است‌، ولي اين بدان معني نيست كه همه‌ٴ مطالبش غلط بود. توفيق وي به‌خاطر آن بود كه مطالب خيالي پذيرفتني را با مطالب احتمالاً درست و آنچه‌ به‌آساني قابل رسيدگي است‌، مطالب معتبر و اظهاراتي كه بايد درست بوده باشد، به‌صورت‌ پسنديده‌اي در هم مي‌آميخت‌. يكي از اظهاراتش خيالي‌تر از همه به‌نظر مي‌رسيد: وي از مردي‌ سخن مي‌گويد كه به‌سوي شرق به‌راه افتاد و آن‌قدر پيش رفت تا دوباره به خانه‌ٴ خودش رسيد...